تبليغاتX
بر روي اين زمين در رهگذر تند بادهاي آوارگي.تنها رشته اي كه مرا به جايي بسته بود گسست.اگر گفته بودي بمان ميدانستم كه بايد بمانم.اگر گفته بودي برو ميدانستم كه بايد بروم.اگر بروم نميدانم كه چرا؟اگر بمانم باز نميدانم كه چرا؟و اكنون ميان اين دونقيض بيچاره ام.كسي كه عشق رهايش ميكند بودنش بودني است كه نميداند چگونه بايد باشد .دکتر علي شريعتي آفتـــــــاب شـــــــرقی

آفتـــــــاب شـــــــرقی

۩۞۩ آفتابی پس درگاه شماست که اگر دررا بگشائید به رفتار شما می تابد... ۩۞۩

بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار ِ این رمیده ی سر در کمند را
بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست؟ عشق کدام است؟ غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب
بیمار خنده های توام
بیشتر بخند
بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی ..
گرمتر بتاب گرمتر بتاب ..

از طرف یه دوست خوب

 

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 16:41 توسط عباس |

بگذار صدایت کنم

 بگذار صدایت کنم که دلم تنیده در عنکبوت

 غم بگذار نگاهت کنم که دیده ام سرشار از باران اشک

بگذار به یاد آورم روزی را که ازادانه قایق کوچکم را به دریا رهسپار کردم وتنها تو تو....

دستهای خسته ی پارو زنم را مرحم شدی

واما بگذار فراموش کنم باد را

باران را وموج تندی که گهگاهی گمراهم کردن بگذار فراموش کنم...

 زیرا من ندانسته بودم زندگی همچون دریا ومن پارو زنی بیش نیستم

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 23:56 توسط عباس |

سلام مولای مهربانم ای که صدای پر درد هر کس را شنوایی ومن هم اینک حس پرواز یافته ام چقدر دلم برایت تنگ است وچه میتوان کرد مگر کبوتر دلتنگ دلم را به سوی تو پرواز دهم تا از دلتنگی هایم برایت بگوید مولایم شاید یادت باشد آنروز که به تمنای دعایی هر لحظه در خود فرو رفته بودم به سوی تو امدم وانهنگام که با دیدن گلدسته های بارگاهت اشکانم بودند که به کمکم امدند وچه زیباست ان دم که محبوبی شایسته کول بار غمم را برایم برداشت ومن سبکبار پروازکردم اقای خوبم دلتنگم واین دلتنگی بر دلم سنگینی میکند دو سالی میشود توفیق دیدار بارگاهت را نیافته ام

وهم اینک یاداوری لحظه ای که به بارگاه نورانیت گام برداشتم وغرق در نور حضور مهربانت شدم ویاداوری کبوترانی که شاهد سکوت وتسبیحشان هنگام نماز جماعت بودم مرا دلتنگتر میکندوچه زیباست انتظاردیدار محبوبیاینچنین مولایم نمیدانم چه بگویم وچگونه ناگفته های بیشمار خود را در این چند سطر خلاصه کنم .ای امید براوردن ارزوها از تو میخواهم توفیق حضور بارگاهت را به هزاران دلهای بیقرارکه چشم انتظار دیدارت میباشند توفیقشان دهی و امید انکه نور ایمان در دلهایشان پر رنگتر شود همه در سایه سار لطف خدا وشما ارام گیرند وبه امید بر اورده شدن حاجات همه حاجتمندان

نوشته دوست خوبم فاطمه

میلاد مسعود رئوف اهلبیت علی ابن موسی الرضا(َع) مبارکباد.

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 23:39 توسط عباس |
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>
طراح قالب
آفتاب شرقی