تبليغاتX
بر روي اين زمين در رهگذر تند بادهاي آوارگي.تنها رشته اي كه مرا به جايي بسته بود گسست.اگر گفته بودي بمان ميدانستم كه بايد بمانم.اگر گفته بودي برو ميدانستم كه بايد بروم.اگر بروم نميدانم كه چرا؟اگر بمانم باز نميدانم كه چرا؟و اكنون ميان اين دونقيض بيچاره ام.كسي كه عشق رهايش ميكند بودنش بودني است كه نميداند چگونه بايد باشد .دکتر علي شريعتي آفتـــــــاب شـــــــرقی

آفتـــــــاب شـــــــرقی

۩۞۩ آفتابی پس درگاه شماست که اگر دررا بگشائید به رفتار شما می تابد... ۩۞۩

در لحظه تحويل و دگر گشتن سال             با سبزه و تنگ ماهي آب زلال 

 بربوي گلي كه بشكفداز تو مرا            مانندنسيم مي پرم بي پرو بال

ايران: راز ماندگاري

هنوز در پي هزاران سال ،در فصل اعتلاي خورشيدي،نسيم ،عطرسنبل هارا از سفره هفت سين نوروزي بر مي چيندو مي افشاندبرچهره پرخند ايرانيان وبه آنان نويدفرارسيدن نوروز را مي دهد.هنوزدرپي هزاران سال،ايرانيان درهركجاي گيتي كه ايراني نام گرفته اند،دربشقابهاي خوش آب ورنگ وكوزه هاي كوتاه وبلند:سبزه ،سبز مي كنندوبه نشانه رسيدن بهار وفرازآمدن نوروزوزيباترين روزسال شان،كه سرآغاز سالي سبزوپرطراوت است به خود ومهمانان شان گام هايتان سبز مي گويند.هنوزدرپي هزاران سال،ايرانيان به پيشوازسال نو مي روندوخانه هاي شان  راميتكانند،جلامي بخشند،از آلودگي هاوازسياهي هامي روبند؛در پيشواز آئيني شكوهمند.هنوزدرپي هزاران سال ،درسه شنبه شب هاي آخرين هفته سال،ايرانيان مراسم چهارشنبه سوري راباشكوه بسيار برپامي دارند،آتش مي گسترانند،بانوان شان دامن برمي چينند،وبه لطافت پروانگان ازآتش مي گذرند ومردان شان به چابكي سمندي تيزپاي آتش را پشت سرمي گذارند،شادي مي كنند،دست مي افشانند،خنده خنده به لب مي آورند: سرخي من از تو،          زردي توازمن تاگرامي دارندپاك دامني  و سلامت نفس مردي سياوش نام را كه به به چالاكي از آتش گذشت وسندپاكدامني و راست گوئي خود رادردست گرفت .هنوز در پي هزاران سال ايرانيان با آغازين روز سال نو ،به دست بوس بزرگان خانواده خويش مي روند، دست هاي بزرگترها را مي بوسند ،عيدي مي دهند،عيدي مي گيرند،شاد مي شوند وشادي مي كنند.هنوز در پي هزاران سال ايرانيان روز سيزدهم نوروز را ،اززود هنگام به دشت و دمن مي روندودركناررود هابه شادي مي نشينند وآخرين روز جشن نوروزي را باشكوه هرچه بيشتر گرامي مي دارند.هنوز در پي هزاران سال ،ايرانيان  يلداي خود راجشن مي گيرندو بايكديگر مي مانند تا روشناي صبح كه سياهي شب رنگ ببازدوسياهي بردلي ننشيند.هنوزدر پي هزاران سال در شبان يلداايرانيان يك يك ديوان حافظ رادر آغوش مي فشرند، چشم فرو مي بندند،تفالي مي زنندو غزليمي خوانند وچه بسيار خوش مي دارندكه غزل نويد بخشي فراچنگشان آيد كه مي گويد :

مژده اي دل كه مسيحا نفسي مي آيد                            كه ز انفاس خوشش بوي كسي مي آيد

يا             

 دمي با غم به سربردن جهان يك سرنمي ارزد                به مي بفروش دلق ماكزين بهتر نمي ارزد

هنوز درپي هزاران سال ،مقام زبان پارسي را پاس  مي دارن وآن ميراث گران قدر نياكان خويش مي شمرند،درترنمش

 مي كوشندوبرجاهش مي افزايند.وهنوز در پي هزاران سال ايراني ،ايراني مانده است تا ستاينده و پاسدارنده زيباترين و والاترين  دستاوردهاي فرهنگ بشري باشند.و بدين گونه است آنگاه كه  اسلام به ايران گام مي نهد بافرهنگ ايرانيان در مي آميزد و زيبائي هاو شكوه و جلالش تلالويي ديگر مي گيرد.مغولان پس از آن همه ويراني ،آنچنان شيفته مي شوندكه درشت خوئي خود را فراموش مي كنند و فخرشان ،فخرايرانيان مي شودوتاتارها،شاهنامه ،اين بزرگ ترين سند شكوه ايراني  را به شيواترين شيوه تذهيب وتشعير وخوش نويسي مي كنند ،غربيان  محو ومجذوب اين همه آيين هاي بخردانه مي گردند و مولانا،روايت مجسم عرفان ايراني را مي ستايندففرهنگ وآداب ايرانيان را بزرگ مي شمرند،ونيك مي دانيم تا زماني كه ايراني كلام فردوسي را كه مي گويد :

چو ايران نباشدتن من مباد                بدين بوم وبرزنده يك تن مباد

بردل نقش زده است و بر لب مترنم دارد،ايراني ماندگار است وجاودانه مي ماندو اين است

 آيين ورازماندگاري .

 

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 21:10 توسط عباس |
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>
طراح قالب
آفتاب شرقی