تبليغاتX
بر روي اين زمين در رهگذر تند بادهاي آوارگي.تنها رشته اي كه مرا به جايي بسته بود گسست.اگر گفته بودي بمان ميدانستم كه بايد بمانم.اگر گفته بودي برو ميدانستم كه بايد بروم.اگر بروم نميدانم كه چرا؟اگر بمانم باز نميدانم كه چرا؟و اكنون ميان اين دونقيض بيچاره ام.كسي كه عشق رهايش ميكند بودنش بودني است كه نميداند چگونه بايد باشد .دکتر علي شريعتي آفتـــــــاب شـــــــرقی

آفتـــــــاب شـــــــرقی

۩۞۩ آفتابی پس درگاه شماست که اگر دررا بگشائید به رفتار شما می تابد... ۩۞۩

وگاه غروب که پایان گرفت وشب که برآفاق چیره شدومن ماندم وشب تنهائی وبی کسی ناگاه اورا می بینم که ازپس پرده سیاه شب دربرابرم نمودار شدوبه هزارگونه وهزاران گونه نمودار شد!اورا نه همچون راهب محزون دریک ستاره بلکه در هرستاره می بینم در دل سیاه شب هر ستاره ای که سر می زند اوست .چشمک هر ستاره ای نگاه دزدانه اوست که مرا پیغام می دهدکه در زمین تنها نیستی که مرا غروب نیست.مرا با تو جدائی نیست .مرا بی تو زندگانی نیست .سرگذشتی نیست .خر ستاره ای مژده ای است که او هست . که او خورشیدبی غروب من است .که او وصال بی فرلق من است .که او حضور بی غیبت من است .او در دم هر نفس من است. اودر کوبه هرنبض من است ...

                                 

                                                                   ادامه دارد...

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام مرداد 1384ساعت 6:34 توسط عباس |

میلاد مسعود

حضرت علی (ع)

 

مبارکباد

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1384ساعت 8:11 توسط عباس |

... وگاه اورادر اندام قلمم می یابم که تا به جیبم می گذارمش به فغان می آید وسرش را به گوشه چپ سینه ام برروی قلبم می گذاردو می نالد که بنویس ! که بنویس !

ومرا تا از جمع به گوشه آرامی نبرد وبرروی دفترم خم نکنددست از ناله وفریاد بر نمی گیرد وچون اورا در لای انگشتانم می گذارم از فرمان من سرمی پیچد وهرچه می خواهد می نویسد ومن تماشاچی مبهوت وخواننده گیج وپریشان نوشته هایم - نوشته هایش!!!...

                                                                                                          ادامه دارد...

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم مرداد 1384ساعت 10:27 توسط عباس |
سالها پیش دل من که به عشق ایمان داشت

اندر این مزرع آفت زده شوم حیات

شاخ امیدی کاشت !!!

چشم برراه توبودم که تو کی می آئی؟؟؟

برسر شاخه سرسبزامید دل من ...

که تو کی می خوانی...؟؟؟

                                                                                                            دکتر علی شریعتی

 

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 10:37 توسط عباس |

آيا تا كنون به لحظه آغاز خويش انديشيده اي ؟

من هميشه در خلوت ترين وتنهاترين مكان قلبم به دنبال ابتداي حضورم مي گردم .

به دنبال حضور مقدس و يگانه اي كه هرگز ديده نشد . هيچ معرفتي قادر به شناخت آن نبود و با هيچ ادراكي نمي شد آن را سنجيد. مانند تاثير جادويي عجيب و اسرارآميز كه حتي با جديدترين و كامل ترين دانش بشر هم نمي شد به منشا آن پي برد . اسطوره اي كهن به قدمت تاريخ ،‌ و يا چيزي بيش از آن كه در هيچ كتابي نوشته نشد . آن را تنها در عميق ترين و پاك ترين نقطه قلبم حس مي كنم اما نمي توانم لمسش كنم و با آن يكي شوم . انگار در زماني دور از من جدا شد و ديگر به سويم بازنگشت . در زماني كه به هيچ مبدا و به هيچ مكاني از تاريخ تعلق ندارد . آن را نمي يابم . اما حسش مي كنم . آن لذت پاك و جاودانه با غصه ها و حسرت هايش همراه با شوقي هميشگي اكنون نه آن يگانگي را مي شناسم نه آن غم زودگذر را در سايه آن اشتياق اميدبخش شوق به روزي كه با لحظه آغازين خود يكي شوم و آنچه را كه بايد باشم در خويش بيابم

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 7:12 توسط عباس |

او باید بداند که همه مردم عادل وهمة آنهاصادق نیستند.اما به فرزندم بیاموزید که به ازاء هرشیاد ، انسانهای صدیق هم وجود دارند.به او بگوئید درازای هر سیاستمدار خودخواه،رهبر با همتی هموجوددارد، به او بیاموز ید که درازای هر دشمن دوستی هم هست .

میدانم که وقت میگیرد،اما به اوبیاموزیدکه اگر با کارو زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار پیدا کند. به او بیاموز ید که از باختن پند بگیردواز پیروز شدن لذت ببرد اورا از غبطه خوردن بر حذر دارید.

به او نقش تاثیر مهم خندیدن را یاد آور شوید. اگر میتوانید به او نقش مهم کتاب را در زندگی آموزش دهید.به او بگوئید تعمق کند، به پرنده های در حال پرواز در دل آسمان ،به گلهای درون باغچه ،به زنبورها که در آسمان پرواز می کنند دقیق شود.

به فرزندم بیاموز ید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود،اما با تقلب به قبولی نرسد. به او یاد بدهید با ملایم ها ،ملایم وبا گردنکشان ،گردن کش باشد. به عقایدش ایمان داشته باشد ،حتی اگر همه خلاف او حرف بزنند .

به او یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد ، انتخاب کند. ارزشهای زندگی را به فرزندم آموزش دهید.

به او یاد دهید که در اوج اندوه تبسّم کند .به او بیاموزیدکه در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد .به اوبیاموزید که برای فکر شورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست .

به او بگوئید که تسلیم هیاهو نشودواگر خود را بر حق می داند،پای سخنش بایستد وبا تمام قوا بجنگد ،درکار تدریس به فرزندم ملایمت به خرج دهید،اما از اویک ناز پرورده نسازید ،بگذارید او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است ،اما ببینید که می توانید چه کار بکنید.

جدیدترین قالبهای وبلاگ
+ نوشته شده در دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 7:58 توسط عباس |
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar
>
طراح قالب
آفتاب شرقی